تابستان سکس حزب کارگر را از من دریغ کن (UnHerd)

قرار گرفتن زودهنگام در معرض پورنوگرافی می‌تواند افراد را به طرز عجیبی تحت تأثیر قرار دهد. در مصاحبه‌ای که این هفته در صفحه اصلی سیاستسامانتا نیبلت، نماینده مجلس از حزب کارگر، اولین باری را که چشمش به این چیزها افتاد، به یاد آورد. «من ۱۰ سالم بود... و گاهی اوقات، با دیدن آن در سن خیلی کم... از خودم می‌پرسم که آیا آن [تجربه]، شخصیت امروز مرا شکل داده است یا نه.» با خواندن مطالبی در مورد کمپین آموزش جنسی تازه راه‌اندازی شده‌اش برای کشور - ترویج خودارضایی برای بهبود سلامت، آوردن اسباب‌بازی‌های جنسی به پارلمان، تشویق نمایندگان مجلس به صحبت علنی در مورد ارگاسم - اعتراف می‌کنم که من هم در مورد این موضوع کنجکاو شدم.

ایده بزرگ نیبلت، آغاز چیزی است که او «تابستان سکس» می‌نامد و به عموم مردم هنر داشتن تجربیات شهوانی رضایت‌بخش و توأم با احترام متقابل را آموزش می‌دهد. شاید با این فرض که جناح راست در این زمینه به کمک بیشتری نسبت به جناح چپ نیاز دارد، به نظر می‌رسد که او کمپین خود را به ویژه به سمت رأی‌دهندگان اصلاح و بازسازی سوق می‌دهد: «این درباره به دست گرفتن کنترل میهن‌پرستی ما، درباره به دست گرفتن کنترل بریتانیایی بودن ما و احساس شرم نکردن است». بر این اساس، او نام پروژه را «بله، لطفا سکس، ما بریتانیایی هستیم» گذاشته است، که از قضا به نظر می‌رسد چیزی است که فقط یک خارجی می‌تواند ساخته باشد. در واقع، این یک تقلید از یک نمایش مضحک جنسی دهه هفتادی با حضور رونی کوربت است - احتمالاً یک موضوع کوچک، حتی برای طرفداران روپرت لو.

بعید به نظر می‌رسد جزئیات پروژه نیبلت نبض ملی را به تپش بیندازد. یا همانطور که ارسطو با زیرکی در زمینه‌ای متفاوت اشاره کرد، با یک جرعه آب نمی‌شود تابستان را ساخت. او قصد دارد با یک همتای مثبت‌اندیش جنسی - به همان اندازه نامحتمل به نام سیندی گالوپ - همکاری کند تا کلیشه‌های پورنوگرافیک در ذهن مردم را با تصاویری از "افراد واقعی" که تماس جنسی دارند جایگزین کند. به عبارت دیگر: تبلیغات جذاب پورن‌هاب را تصور نکنید، به مت هنکاک فکر کنید که در یک دفتر کار در حال بوسیدن است. گالوپ بنیانگذار MakeLoveNotPorn (MLNP) است، وب‌سایتی که طبق تبلیغات خودش، می‌توانید "فیلم‌های جنسی دنیای واقعی را با تمام انسانیت عاشقانه، داغ و کثیف آنها تماشا کنید". ظاهراً نیبلت خودش از بازدید از این سایت لذت می‌برد - او تا حدودی غیرضروری به خبرنگار توضیح می‌دهد: "این یک محرک است، به شما کمک می‌کند خودارضایی کنید، به شما کمک می‌کند ارضا شوید" - و می‌گوید که به دنبال تسهیل تعامل بین بنیانگذار آن و وزرای دولت است.

در همین حال، گالوپ، یک کارآفرین ۶۶ ساله است که اخیراً به ... تلگراف او به این واقعیت افتخار می‌کند که «به طور منظم و تفریحی» با مردان جوان‌تر می‌خوابد. ظاهراً در جریان همین ماجراجویی‌های عاشقانه بود که او به معنای سنتی کلمه، لحظه‌ی «یافتم» را تجربه کرد. او کم‌کم متوجه شد که مردان جوانی که با آنها می‌خوابید، بر اساس مصرف پورن، تصورات غلط مختلفی در مورد رابطه جنسی دارند. و ناگهان، ایده‌ی MLNP متولد شد.

با روحیه‌ی پرسشگری، برای نسخه‌ی رایگان ثبت‌نام کردم. نمی‌توانم بگویم که از این تجربه خیلی لذت بردم، هرچند شاید به این دلیل بود که کلیپ‌هایی که تماشا می‌کردم فقط سه ثانیه بودند - برای تماشای ویدیوهای کامل باید هزینه پرداخت کنید و من این کار را نکردم. به‌طورکلی، این سایت شبیه یک بخش به‌روز شده از «همسران خوانندگان» است. اگر از نورپردازی فوق‌العاده طبیعی، حالت‌های چهره‌ی متمرکز، پیچ‌وتاب خوردن کم‌انرژی روی مبلمان کهنه‌ی ایکیا و غرغرهای گاه‌به‌گاه در میان صداهای مسیر پرواز فرودگاه هیترو خوشتان می‌آید، اینجا می‌تواند جای مناسبی برای شما باشد.

شرکت‌کنندگان برای جذب بینندگان، خلاصه‌های خودشان را می‌نویسند و به نظر می‌رسد چندین مورد از آنها به مراقبت از کودکان اشاره دارد: «این فقط یک ویدیوی کوتاه است که ما صبح‌ها وقتی بچه‌ها هنوز خواب بودند، ساختیم»؛ «ما دوباره از زمانی که کودک نوپایمان چرت می‌زند استفاده می‌کنیم تا تا حد امکان از یکدیگر لذت ببریم». موضوع دیگر، فضای باز است: «شاهد واکنش بدن تاوشا به لمس‌های ترور باشید. صدای ناله‌هایش را که در جنگل طنین‌انداز می‌شود بشنوید، به واکنش پرندگان به صداهای اولیه‌اش گوش دهید». من طبق دستور عمل کردم و فکر می‌کنم ممکن است صدای یک دارکوب وحشت‌زده را شنیده باشم، هرچند تشخیص آن بسیار دشوار بود.

البته - همانطور که نمایندگان مجلس همکار نیبلت به سرعت خاطرنشان کرده‌اند - همه اینها حق است. ادامه دادنو انحراف از اولویت‌های سیاسی فعلی: جنگ‌ها، کمبودهای غذایی قریب‌الوقوع، شکست‌های سیستمی در وضعیت که منجر به قتل کودکان شد. همانطور که کمی بادِنوچ به طور موجز در مجلس عوام گفت، «این به نواختن ویولن در حالی که رم در آتش است، معنای کاملاً جدیدی می‌دهد». نیبلت که از این انتقادها آزرده شده بود، ظاهراً اکنون استراتژی روابط عمومی خود را تغییر داده است، نشان می دهد دیروز گفتم که این کمپین به نفع «افراد مسنی» است که «می‌خواهند رابطه جنسی داشته باشند». احتمالاً همین الان که دارم می‌نویسم، خانواده‌ی بادنوک در حال ایده‌پردازی‌های دوگانه در مورد قفل سه‌گانه هستند.

اما نکته‌ی ناامیدکننده این است که نیبلت و گالوپ یک مشکل واقعی را شناسایی می‌کنند، هرچند راه‌حلی که ارائه می‌دهند به طرز خنده‌داری پوچ است. واضح است که استفاده از پورنوگرافی، در میان سایر بیماری‌های مدرن، رفتار جنسی را به ضرر زنان و مردان آلوده می‌کند، اما راه‌حل نمی‌تواند پورنوگرافی بیشتر باشد - زیرا این در واقع همان چیزی است که MLNP ارائه می‌دهد، علی‌رغم سلب مسئولیت در عنوان آن. درست است که هیچ وب‌کم یا زن اشک‌آلودی در حال استفراغ وجود ندارد، که بدون شک یک مزیت است؛ اما صرف فقدان چیزی وحشتناک به ندرت به عنوان یک آموزش ارزشمند محسوب می‌شود.

بخشی از مشکل این است که تصاویر افرادی که از یکدیگر لذت می‌برند، چیز خیلی پیچیده‌ای را بیان نمی‌کنند. تصاویر از آنجایی که از کلمات ساخته نشده‌اند، معمولاً ساده هستند. با غرور می‌تازند ادعای اینکه هر یک از ویدیوهای سایت او «درسی عینی در مورد رضایت، ارتباط، ارزش‌های جنسی خوب، رفتار جنسی خوب» است. اما این مثل این است که بگوییم عکسی از باغ‌های کیو درسی عینی در مورد نحوه پرورش گل رز است. در واقع، آنچه که ما ظاهراً در MLNP روی صفحه نمایش می‌بینیم - احترام، همدلی، توجه عاشقانه به دیگری یا هر چیز دیگری - نتیجه نهایی فرآیندی است که هنوز برای بسیاری کاملاً یک راز است.

از آنجایی که رابطه جنسی شما با دیگران محصول رابطه گسترده‌تری است که با آنها دارید، یک آموزش جنسی که ارزش نامش را داشته باشد، مستلزم قضاوت‌های اخلاقی اساسی در مورد روابط خوب و بد است - و نه فقط در اتاق خواب یا روی فرش پیک نیک. با این حال، فراتر از کلیشه‌های معمول در مورد رضایت و ارتباط بهتر، این چیزی است که هم نیبلت و هم گالوپ تمایلی به انجام آن ندارند؛ و این بی‌میلی تقریباً با همه در فضای به اصطلاح "آموزش جنسی" مشترک است. نیبلت در مصاحبه خود اصرار دارد که "نمی‌گوید ترجیحات هر کس دیگری اشتباه است". و در یک سخنرانی تد در سال ۲۰۰۹، گالوپ اظهار می‌کند: "این مطلقاً در مورد قضاوت نیست... این در مورد خوب و بد نیست". او حتی خود را یک بیننده منظم پورنوگرافی هاردکور می‌داند. کشف بزرگ او این است که برای هر تمایل جنسی ممکن، برخی آن را دوست دارند و برخی دیگر دوست ندارند. و اگر چیزی را دوست ندارید، اشکالی ندارد که این را بگویید.

اما مدارس متوسطه، مجلات زنان و سریال‌های آبکی حداقل از دهه هشتاد میلادی بر این نکته اساسی تأکید داشته‌اند. اعلام دوباره آن چیزی را تغییر نخواهد داد. در واقع، فرد عادی که با یک عمل جنسی منفور موافقت می‌کند، کاملاً می‌داند که همیشه یک «نه» محکم در دسترس است؛ اما آنها نمی‌خواهند از آن استفاده کنند، و نه لزوماً به این دلیل که احساس روشنفکری می‌کنند. یک توضیح رقیب این است که آنها نمی‌توانند هیچ ملاحظه قانع‌کننده‌ای علیه عمل مورد بحث به ذهنشان خطور کند؛ و در این زمینه، فرهنگ جریان اصلی هیچ کمکی نکرده است. برعکس، تقریباً هر نوع رفتار جنسی را تا زمانی که با غبار جادویی تحول‌آفرین رضایت بزرگسالان همراه باشد، در برابر انتقاد جدی مصون کرده است.

گفتن اینکه چیزی فقط در صورتی بد است که از آن خوشتان نیاید، اما اگر خوشتان بیاید خوب است، استدلالی به‌خصوص غیرقابل‌قبول است. این حتی برای چشیدن شراب هم خوب عمل نمی‌کند، چه برسد به روابط انسانی. این باعث می‌شود که دوست داشتن یا نداشتن شما از چیزهای خاص طوری به نظر برسد که انگار باید روی شن بنا شده باشند و به‌سختی ارزش دفاع داشته باشند. احساس انزجار به جای واکنش‌های مفیدِ تشخیص اخلاقی، به «ترجیحات» تبدیل می‌شوند. شما توانایی بیان آنچه را که در شرایط دیگر کاملاً طبیعی بود، از دست می‌دهید: «نه، من واقعاً از انجام این کار خوشم نمی‌آید، زیرا این چیزی جز تحقیر من را بیان نمی‌کند؛ و شما حتی برای تلاش کردن هم آدم مزخرفی هستید».

یک آموزش جنسی واقعی باید تا حدی یک آموزش اخلاقی باشد و آموزش اخلاقی بنا به تعریف شامل قضاوت است؛ با این حال، اخلاق‌گرایان مدرن، آنطور که در عبارت مورد علاقه‌شان آمده، تمایلی به قضاوت نکردن دارند. بر این اساس، آنها فعالیت جنسی را کاملاً متفاوت از هر حوزه دیگری از رفتار انسانی می‌دانند: به طرز عجیبی از نگرش‌های روزمره مانند نفرت و کینه، حتی زمانی که اعمال انجام شده آشکارا نفرت‌انگیز و رنجش‌آور هستند، جدا هستند. در هیچ زمینه دیگری نمی‌توانید محکم به صورت کسی سیلی بزنید، او را خفه کنید، او را با قلاده بکشید یا عمداً باعث استفراغ او شوید، اما بعداً بدون خجالت ادعا کنید که در کل به او «احترام» زیادی گذاشته‌اید.

از آنجایی که به نظر می‌رسد فقط فمینیست‌های رادیکال و مذهبی‌ها حاضر به زیر سوال بردن این روایت پوچ هستند، کلیشه‌های پوچ امثال نیبلت و گالوپ در مورد «ارتباط بهتر»، «رهایی مردم از شرم» و البته «افزایش رضایت» احتمالاً بی‌وقفه ادامه خواهد یافت و به طور مبهم حول معضلات اخلاقی واقعی تعامل جنسی می‌چرخد، اما هرگز واقعاً جذاب نخواهد بود. گالوپ در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۹، از برنامه‌هایی برای راه‌اندازی کسب‌وکاری به نام ConSensual صحبت کرد: نه، آنطور که ممکن است در ابتدا از آن ترسیده باشید، یک سایت آموزش جنسی با هدف اعضای حزب محافظه‌کار، بلکه یک «اپلیکیشن سکس‌تینگ اجتماعی امن، که هم شما را قادر می‌سازد کاملاً ایمن سکس‌تینگ کنید و هم ارتباط جنسی شما را در رابطه‌تان بهبود می‌بخشد (من همه این‌ها را در برنامه دارم، فقط به سرمایه‌گذار نیاز دارم)». تصور کنید که یک آواتار سیندی با چکمه‌های عجیب و غریب، با خوشرویی به شما یادآوری می‌کند که اگر کسی شما را فاحشه کثیف و چندش‌آور بنامد، کاملاً اشکالی ندارد، تا زمانی که اتفاقاً از آن خوشتان بیاید؛ اما اگر خوشتان نیاید، مطلقاً نه! با این حال، شخصاً فکر می‌کنم فقط به واتس‌اپ پایبند بمانم، به علاوه‌ی روش معمولم که از ارسال پیام‌های جنسی به افرادی که آشکارا از من متنفرند، خودداری می‌کنم. و این بخشی از آموزش جنسی است که دنیا می‌تواند به صورت رایگان داشته باشد.

مقاله اصلی توسط