نظرات
این مطالعه که در مجله روانپزشکی JAMA (مه ۲۰۱۴) منتشر شد، اولین مطالعه اسکن مغز بر روی کاربران پورنوگرافی بود. محققان چندین تغییر مغزی را مشاهده کردند و این تغییرات با میزان مصرف پورن مرتبط بود. افراد مورد مطالعه، کاربران متوسط پورن بودند و به عنوان معتاد طبقهبندی نشدند. در این مطالعه، متخصصان موسسه ماکس پلانک آلمان دریافتند:
۱) ساعات بیشتر در هفته/سالهای بیشتر تماشای پورن با کاهش ماده خاکستری در بخشهایی از مدار پاداش ( استریاتوم ) که در انگیزه و تصمیمگیری دخیل هستند، همبستگی دارد. کاهش ماده خاکستری در این ناحیه مرتبط با پاداش به معنای اتصالات عصبی کمتر است. اتصالات عصبی کمتر در اینجا به فعالیت پاداش کند یا پاسخ لذت بیحسشده تبدیل میشود که اغلب حساسیتزدایی نامیده میشود . محققان این را به عنوان نشانهای از اثرات قرار گرفتن طولانیمدت در معرض پورن تفسیر کردند. سیمون کوهن، نویسنده اصلی، گفت :
« این میتواند به این معنی باشد که مصرف منظم پورنوگرافی کم و بیش سیستم پاداش شما را از کار میاندازد .»
۲) ارتباطات عصبی بین سیستم پاداش و قشر جلوی مغز با افزایش تماشای پورنوگرافی بدتر شد. همانطور که این مطالعه توضیح داد،
"اختلال در عملکرد این مدار مربوط به انتخاب های نامناسب رفتاری مانند جستجوی مواد مخدر است ، بدون در نظر گرفتن نتیجه منفی بالقوه."
به طور خلاصه، این شواهد مربوط به ارتباط بین استفاده از پورنو و اختلال کنترل ضربه است.
۳) هر چه بیشتر از پورن استفاده میشد، سیستم پاداش هنگام مواجهه با تصاویر جنسی کمتر فعال میشد. یک توضیح احتمالی این است که کاربران پرمصرف در نهایت برای فعال کردن مدار پاداش خود به تحریک بیشتری نیاز دارند. حساسیتزدایی، که منجر به تحمل میشود، در انواع اعتیاد رایج است. این مطالعه میگوید:
«این با این فرضیه که قرار گرفتن شدید در معرض محرکهای پورنوگرافی منجر به کاهش تنظیم پاسخ عصبی طبیعی به محرکهای جنسی میشود، مطابقت دارد .»
سیمون کوهن ادامه داد:
« ما فرض میکنیم افرادی که مصرف پورن بالایی دارند، برای دریافت همان میزان پاداش، نیاز به تحریک بیشتری دارند. »
Kühn می گوید ادبیات روانشناختی و علمی موجود نشان می دهد مصرف کنندگان پورنو به دنبال مواد با بازی های جنسی جدید و شدید تر هستند:
"این کاملا فرضیه مناسب است که سیستم پاداش آنها نیاز به تحریک رو به رشد است."
یافتههای فوق، دو استدلال اصلی مطرحشده توسط مخالفان اعتیاد به پورن را رد میکند :
- که اعتیاد به پورنو به سادگی "میل جنسی بالا" واقعیت: سنگین ترین کاربران پورنو کمترین پاسخ را به تصاویر جنسی داشتند. این "میل جنسی" زیاد نیست.
- این استفاده از پورنو اجباری توسط عادت رانده می شود یا به راحتی بی حوصله می شود. در حالی که این درست است، اغلب عادت به عنوان یک اثر کوتاه مدت و بدون تغییر قابل اندازه گیری در مغز تعریف می شود.
به خلاصه: استفاده از پورنو بیشتر در ارتباط با ماده خاکستری کم و کاهش فعالیت پاداش (در striatum پشتی) در هنگام مشاهده تصاویر جنسی است. استفاده بیشتر از پورنو نیز با ارتباطات ضعیف بین صندلی اراده ما، قشر جلویی و سیستم پاداش مرتبط است. پوشش رسانه ای:
- تماشای پورنو اینترنتی مغز شما را می سوزاند
- اخبار کشف اخبار
- تماشای پورنوگرافی به مغز مردان آسیب می رساند
- آیا پورنو به معنای واقعی کلمه مغز مردان را کاهش می دهد؟
مطبوعاتی از موسسه ماکس پلانک
مطالعه نشان می دهد که ارتباط بین مصرف و ساختار مغز
از زمانی که پورنوگرافی در اینترنت ظاهر شد، از هر زمان دیگری قابل دسترسی تر است. این در مصرف پورنوگرافی منعکس شده است که در سطح جهانی افزایش یافته است. اما تأثیر مصرف مکرر پورنوگرافی بر مغز انسان چگونه است؟ مطالعه مشترک موسسه ماکس پلانک برای توسعه انسانی و Charité بیمارستان دانشگاه روانپزشکی در بیمارستان سنت هلویک به دنبال این سوال است.
پورنوگرافی یک تابو اجتماعی است. تعداد کمی به استفاده از آن اعتراف می کنند، با این حال بازار بزرگ است. در جوامع پیش از اینترنت، پورنوگرافی اغلب باید به صورت مخفیانه تهیه شود. امروزه می توان آن را به صورت جداگانه و به طور مستقیم در یک کامپیوتر خانگی با چند کلیک مشاهده کرد. سایت های پورنوگرافی در میان لیست ترین وب سایت های بازدید شده در آلمان رتبه بندی می شوند که اغلب بازدید کننده تر از رسانه های اصلی و خرده فروشی هستند.
اما تأثیر مصرف محتوای پورنوگرافی بر مغز انسان چگونه است؟ سیمون کوهن و جرج گالینات، محققان برلین به این موضوع پی بردند. دانشمندان مردان 64 بزرگسال 21 را به 45 کشاندند. ابتدا افراد مورد نظر در مورد مصرف فعلی آنها در مورد پورنوگرافی سوال شدند. به عنوان مثال: "از زمانی که شما از مواد پورنوگرافی استفاده کرده اید؟" و "برای چند ساعت در هفته به طور متوسط شما آن را مشاهده می کنید؟" سپس با کمک تصویربرداری رزونانس مغناطیسی، محقق ساخت مغز و فعالیت مغز را در حالی که افراد در حال دیدن تصاویر پورنوگرافی بودند.
ارزیابی ارتباط بین تعداد ساعتهایی که افراد در طی مشاهده محتوای پورنوگرافی در هفته و حجم کل ماده خاکستری در مغز آنها ارتباط داشتند، ارتباطی منفی بین استفاده از پورنوگرافی و حجم استریاتوم، ناحیه مغز ایجاد می کند بخشی از سیستم پاداش. هرچند که بیشتر افراد در معرض پورنوگرافی قرار گرفتند، اما حجم جسمی آنها کم است. سیمون کوهن، نویسنده اصلی این تحقیق و دانشمند در زمینه تحقیقات روانشناختی توسعه در موسسه ماکس پلانک برای توسعه انسانی می گوید: "این می تواند به این معنی باشد که مصرف منظم پورنوگرافی سیستم پاداش را از بین می برد.
علاوه بر این، در حالی که افراد در حال مشاهده تصاویر تحریک کننده جنسی هستند، سطح فعالیت در سیستم پاداش، در مغز کاربران مکرر و منظم پورنوگرافی به طور قابل توجهی پایین تر از کاربران مجرد و نامنظم بود. "بنابراین ما فرض می کنیم که افراد با استفاده از پورنوگرافی بالا نیاز به محرک قوی تر برای رسیدن به سطح پاداش همان،" سیمونه Kühn می گوید. این سازگاری با یافته های مربوط به قابلیت ارتباطی استریاتوم به سایر مناطق مغز است: مصرف پورنوگرافی با ارتباط کاهش یافته بین منطقه پاداش و قشر پیشانی مواجه است. قشر prefrontal، همراه با striatum، درگیر در انگیزه است و به نظر می رسد که کنترل رانندگی پاداش.
محققان بر این باورند که یافته های مربوط به اتصال بین استریاتوم و دیگر مناطق مغز می تواند به دو صورت تفسیر شود: یا اتصال کاهش یافته، نشانه ای از پتانسیل عصبی وابسته به تجربه است، یعنی اثر مصرف پورنوگرافی بر سیستم پاداش، یا به طور متناوب ، این می تواند پیش شرطی باشد که میزان مصرف پورنوگرافی را تعیین می کند. محققان فکر می کنند که اولین تفسیر، توضیح بیشتر احتمال است. "ما فرض می کنیم که استفاده های مکرر پورنوگرافی منجر به این تغییرات می شود. ما در حال برنامه ریزی مطالعات پیگیری برای نشان دادن این به طور مستقیم، "جرج گالینات، همکارانش و روانپزشک در بیمارستان دانشگاهی روانپزشکی Charité در بیمارستان سنت هلویج اضافه می کند.
تکمیلی:
مه ۲۰۱۶. کوهن و گالینات این بررسی را منتشر کردند - مبانی نوروبیولوژیکی هایپرسکشوالیتی (۲۰۱۶) . در این بررسی، کوهن و گالینات مطالعه fMRI خود در سال ۲۰۱۴ را شرح میدهند:
در یک مطالعه اخیر توسط گروه ما، ما شرکتکنندگان مرد سالم را استخدام کردیم و ساعات گزارششده توسط آنها را با محتوای پورنوگرافی با پاسخ fMRI آنها به تصاویر جنسی و همچنین با مورفولوژی مغزشان مرتبط کردیم (Kuhn & Gallinat, 2014). هرچه شرکتکنندگان ساعات بیشتری را صرف مصرف پورنوگرافی گزارش میکردند، پاسخ BOLD در پوتامن چپ در پاسخ به تصاویر جنسی کمتر بود. علاوه بر این، ما دریافتیم که ساعات بیشتر صرف تماشای پورنوگرافی با حجم ماده خاکستری کوچکتر در جسم مخطط، به طور دقیقتر در هسته دمی راست که به پوتامن شکمی میرسد، مرتبط است. ما حدس میزنیم که کسری حجم ساختاری مغز ممکن است نتایج تحمل پس از حساسیتزدایی به محرکهای جنسی را منعکس کند. اختلاف بین نتایج گزارششده توسط وون و همکارانش میتواند به این دلیل باشد که شرکتکنندگان ما از جمعیت عمومی استخدام شده بودند و به عنوان مبتلا به بیشفعالی جنسی تشخیص داده نشده بودند. با این حال، ممکن است همانطور که لاو و همکارانش (2015) پیشنهاد کردهاند، هنوز هم تصاویر با محتوای پورنوگرافی (برخلاف ویدیوهایی که در مطالعه وون استفاده شده است) ممکن است بینندگان امروزی پورن ویدیویی را راضی نکند. از نظر اتصال عملکردی، ما دریافتیم که شرکتکنندگانی که پورنوگرافی بیشتری مصرف میکردند، اتصال کمتری بین هسته دمی راست (جایی که حجم آن کمتر بود) و قشر پیشپیشانی خلفی-جانبی چپ (DLPFC) نشان دادند. DLPFC نه تنها به عنوان بخشی از عملکردهای کنترل اجرایی شناخته میشود، بلکه به عنوان بخشی از واکنشپذیری به مواد مخدر نیز شناخته میشود. اختلال خاصی در اتصال عملکردی بین DLPFC و هسته دمی نیز در شرکتکنندگان معتاد به هروئین گزارش شده است (Wang et al., 2013) که باعث میشود همبستگیهای عصبی پورنوگرافی مشابه با اعتیاد به مواد مخدر باشد.
تکمیلی:
مطالعه fMRI کمبریج در سال ۲۰۱۴ روی معتادان به پورنوگرافی ( Voon et al. , 2014) تفاوتهای بین این دو مطالعه را در بخش بحث توضیح میدهد:
مطابق با ادبیات مربوط به فعالیت مغز در داوطلبان سالم در مناطق فعال شده توسط محرکهای جنسی صریح، ما شبکه مشابهی از جمله قشرهای پسسری-گیجگاهی و جداری، اینسولا، سینگولیت و قشرهای پیشانی اوربیتوفرونتال و تحتانی، شکنج پیش مرکزی، دمی، جسم مخطط شکمی، پالیدوم، آمیگدال، جسم سیاه و هیپوتالاموس را نشان میدهیم. 13-19. نشان داده شده است که مدت زمان طولانیتر استفاده از مواد صریح آنلاین در مردان سالم با فعالیت پوتامن چپ پایین برای تصاویر مختصر و صریح مرتبط است که نشان دهنده نقش بالقوه حساسیتزدایی است . 23. در مقابل، این مطالعه فعلی بر روی یک گروه پاتولوژیک با CSB تمرکز دارد که با مشکل در کنترل استفاده مرتبط با پیامدهای منفی مشخص میشود. علاوه بر این، این مطالعه فعلی از کلیپهای ویدیویی در مقایسه با تصاویر ثابت مختصر استفاده میکند. در داوطلبان سالم، مشاهده تصاویر ثابت شهوانی در مقایسه با کلیپهای ویدیویی، الگوی فعالسازی محدودتری از جمله هیپوکامپ، آمیگدال و قشرهای خلفی گیجگاهی و جداری دارد 20 که نشاندهنده تفاوتهای عصبی احتمالی بین تصاویر ثابت کوتاه و ویدیوهای طولانیتر مورد استفاده در این مطالعه فعلی است . علاوه بر این، نشان داده شده است که اختلالات اعتیاد مانند اختلالات مصرف کوکائین نیز با افزایش سوگیری توجه همراه است، در حالی که نشان داده نشده است که مصرفکنندگان تفریحی کوکائین سوگیری توجه بیشتری داشته باشند 66 که نشاندهنده تفاوتهای بالقوه بین مصرفکنندگان تفریحی در مقابل مصرفکنندگان وابسته است . به این ترتیب، تفاوتهای بین مطالعات ممکن است نشاندهنده تفاوت در جمعیت یا وظیفه باشد . مطالعه ما نشان میدهد که پاسخهای مغز به مطالب آنلاین صریح ممکن است بین افراد مبتلا به CSB در مقایسه با افراد سالم که ممکن است کاربران سنگین مطالب آنلاین صریح باشند اما بدون از دست دادن کنترل یا ارتباط با پیامدهای منفی، متفاوت باشد.
مطالعه - ساختار مغز و ارتباط عملکردی مرتبط با مصرف پورنوگرافی: مغز در انجمن
روانپزشکی جاما . منتشر شده آنلاین، ۲۸ مه ۲۰۱۴. doi:10.1001/jamapsychiatry.2014.93
چکیده
اهمیت از زمانی که پورنوگرافی در اینترنت ظاهر شد، دسترسی، مقرون به صرفه بودن و ناشناس بودن مصرف محرکهای جنسی بصری افزایش یافته و میلیونها کاربر را به خود جذب کرده است. بر اساس این فرض که مصرف پورنوگرافی شباهتی به رفتار پاداشجویی، رفتار نوآوری و رفتار اعتیادآور دارد، ما تغییرات شبکه فرونتوستریاتال را در کاربران مکرر فرض کردیم.
Object.sci-hub.orgive برای تعیین اینکه آیا مصرف مکرر پورنوگرافی با شبکه فرونتوستریاتال مرتبط است یا خیر.
طراحی، محیط و شرکتکنندگان شصت و چهار مرد بالغ سالم با طیف گستردهای از مصرف پورنوگرافی در موسسه توسعه انسانی ماکس پلانک در برلین، آلمان، ساعات مصرف پورنوگرافی در هفته را گزارش کردند. مصرف پورنوگرافی با ساختار عصبی، فعالسازی مرتبط با وظیفه و اتصال عملکردی در حالت استراحت مرتبط بود.
نتایج و اقدامات اصلی حجم ماده خاکستری مغز با استفاده از مورفومتری مبتنی بر وکسل و اتصال عملکردی در حالت استراحت با استفاده از اسکنهای تصویربرداری رزونانس مغناطیسی 3-T اندازهگیری شد.
نتایج ما ارتباط منفی معناداری بین ساعات گزارششدهی پورنوگرافی در هفته و حجم مادهی خاکستری در هستهی کودات راست ( P < .001، اصلاحشده برای مقایسههای چندگانه) و همچنین با فعالیت عملکردی در طول الگوی واکنشپذیری-نشانهی جنسی در پوتامن چپ ( P < .001) یافتیم. اتصال عملکردی هستهی کودات راست به قشر پیشپیشانی خلفی-جانبی چپ با ساعات مصرف پورنوگرافی ارتباط منفی داشت.
نتیجهگیری و ارتباط ارتباط منفی مصرف پورنوگرافی گزارششده توسط خود فرد با حجم جسم مخطط راست (کودات)، فعالسازی جسم مخطط چپ (پوتامن) در طول واکنشپذیری نشانهها، و اتصال عملکردی پایینتر کودات راست به قشر پیشپیشانی خلفی-جانبی چپ میتواند نشاندهنده تغییر در انعطافپذیری عصبی در نتیجه تحریک شدید سیستم پاداش، همراه با مدولاسیون پایین از بالا به پایین نواحی قشر پیشپیشانی باشد. از طرف دیگر، میتواند پیششرطی باشد که مصرف پورنوگرافی را پاداشدهندهتر میکند.
ارقام در این مقاله
نمایش محتوای جنسی در فیلمها، موزیک ویدیوها و اینترنت در سالهای اخیر افزایش یافته است.1 از آنجا که اینترنت تابع مقررات نیست، به عنوان وسیلهای برای انتشار پورنوگرافی ظاهر شده است. تصاویر پورنوگرافی برای مصرف در حریم خصوصی خانه از طریق اینترنت در دسترس هستند تا در کتابفروشیهای عمومی بزرگسالان یا سینماها. بنابراین، دسترسی، مقرون به صرفه بودن و ناشناس بودن 2 مخاطبان گستردهتری را به خود جلب کرده است. تحقیقات در ایالات متحده نشان داده است که 66٪ از مردان و 41٪ از زنان ماهانه پورنوگرافی مصرف میکنند.3 تخمین زده میشود که 50٪ از کل ترافیک اینترنت مربوط به رابطه جنسی است.4 این درصدها نشان میدهد که پورنوگرافی دیگر مسئله اقلیتها نیست، بلکه پدیدهای تودهای است که جامعه ما را تحت تأثیر قرار میدهد. جالب توجه است که این پدیده محدود به انسانها نیست. یک مطالعه اخیر نشان داد که میمونهای نر ماکاک برای تماشای تصاویر باسن میمونهای ماده، از پاداش آبمیوه خود صرف نظر میکنند .5
نشان داده شده است که فراوانی مصرف پورنوگرافی، معیارهای مختلف پیامدهای منفی را در انسان پیشبینی میکند. یک مطالعهی نمونهوار سوئدی روی پسران نوجوان نشان داده است که پسرانی که روزانه مصرف میکنند، علاقهی بیشتری به انواع منحرف و غیرقانونی پورنوگرافی نشان میدهند و بیشتر تمایل به تحقق آنچه در زندگی واقعی دیدهاند را گزارش کردهاند . 1 ، 6-8 در روابط عاشقانه، کاهش رضایت جنسی و تمایل به پذیرش متون پورنوگرافی با مصرف مکرر پورنوگرافی اینترنتی مرتبط بوده است . 9 یک مطالعهی طولی که کاربران اینترنت را دنبال میکند، نشان داده است که دسترسی به پورنوگرافی آنلاین، پیشبینیکنندهی استفادهی وسواسی از کامپیوتر پس از 1 سال است . 10 روی هم رفته، یافتههای فوق از این فرض پشتیبانی میکنند که پورنوگرافی بر رفتار و شناخت اجتماعی مصرفکنندگان آن تأثیر میگذارد. بنابراین، ما فرض میکنیم که مصرف پورنوگرافی، حتی در سطح غیرمعتاد، ممکن است بر ساختار و عملکرد مغز تأثیر داشته باشد. با این حال، تا آنجا که ما میدانیم، تاکنون همبستگیهای مغزی مرتبط با مصرف مکرر پورنوگرافی بررسی نشدهاند.
مشابه نظریههای برگرفته از تحقیقات اعتیاد، در ادبیات علمی رایج گمانهزنی شده است که پورنوگرافی یک محرک از پیش برنامهریزیشده و بهطور طبیعی پاداشدهنده است و سطوح بالای مواجهه منجر به کاهش تنظیم یا عادت پاسخ عصبی در شبکه پاداش میشود. فرض بر این است که این امر فرآیندهای انطباقی را ایجاد میکند که در آن مغز ربوده میشود و نسبت به پورنوگرافی کمتر پاسخگو میشود .11 توافق عمومی وجود دارد که بسترهای عصبی اعتیاد شامل مناطقی از مغز است که بخشی از شبکه پاداش هستند، مانند نورونهای دوپامین مغز میانی، جسم مخطط و قشر جلوی مغز.12،13 فرض بر این است که جسم مخطط در شکلگیری عادت هنگام پیشرفت مصرف مواد مخدر به سمت رفتار اجباری نقش دارد.14 نشان داده شده است که جسم مخطط شکمی بهطور خاص در پردازش واکنشپذیری نشانهها به داروهای مختلف مورد سوءمصرف 15 و همچنین در پردازش تازگی نقش دارد .16 اختلال در عملکرد قشر جلوی مغز از جمله تغییرات عمده نوروبیولوژیکی است که در تحقیقات مربوط به اختلالات سوءمصرف مواد رایج در انسان و حیوانات مورد بحث قرار گرفته است. 17 در مطالعات مربوط به اعتیاد دارویی در انسان ، تغییرات حجمی در جسم مخطط و قشر جلوی مغز نشان داده شده است . 18-20
در مطالعه حاضر، ما بررسی کردیم که همبستگی های عصبی مرتبط با استفاده از مکرر و نه لزوما اعتیاد آور پورنوگرافی در یک جمعیت سالم برای بررسی اینکه آیا این رفتار مشترک با ساختار و عملکرد برخی مناطق مغز مرتبط است.
مواد و روش ها
شرکت کنندگان
شصت و چهار شرکتکننده مرد سالم (میانگین [انحراف معیار] سن، 28.9 [6.62] سال، محدوده 21 تا 45 سال) استخدام شدند. در تبلیغات، تمرکز ما بر مصرف پورنوگرافی ذکر نشده بود؛ در عوض، ما به شرکتکنندگان سالمی که علاقهمند به شرکت در یک مطالعه علمی شامل اندازهگیریهای تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) بودند، پرداختیم. ما نمونه خود را به مردان محدود کردیم زیرا مردان در سنین پایینتر در معرض پورنوگرافی قرار میگیرند، پورنوگرافی بیشتری مصرف میکنند، 21 و در مقایسه با زنان، احتمال بیشتری دارد که با مشکلاتی مواجه شوند.22 طبق مصاحبههای شخصی (مصاحبه کوتاه بینالمللی عصبی-روانی 23 )، شرکتکنندگان هیچ اختلال روانپزشکی نداشتند. سایر اختلالات پزشکی و عصبی حذف شدند. مصرف مواد با دقت غربالگری شد. معیارهای خروج برای همه افراد، ناهنجاری در MRI بود. این مطالعه توسط کمیته اخلاق محلی در کلینیک دانشگاه چاریته در برلین، آلمان تأیید شد. پس از شرح کامل مطالعه، رضایت کتبی آگاهانه از شرکتکنندگان دریافت کردیم.
روش اسکن
تصاویر ساختاری بر روی یک اسکنر 3-T (زیمنس) با یک کویل سر 12 کاناله با استفاده از یک سکانس گرادیان-اکو تهیه شده با مغناطیس T1 وزنی (زمان تکرار = 2500 میلی ثانیه؛ زمان اکو = 4.77 میلی ثانیه؛ زمان وارونگی = 1100 میلی ثانیه، ماتریس اکتساب = 256 × 256 × 176؛ زاویه چرخش = 7 درجه؛ اندازه وکسل 1×1×1 میلی متر مکعب ) جمع آوری شدند.
تصاویر حالت استراحت عملکردی با استفاده از یک توالی تصویربرداری اکوپلانار وزندار T2* (زمان تکرار = 2000 میلیثانیه، زمان اکو = 30 میلیثانیه، ماتریس تصویر = 64 × 64، میدان دید = 216 میلیمتر، زاویه چرخش = 80 درجه، ضخامت برش = 3.0 میلیمتر، ضریب فاصله = 20٪، اندازه وکسل 3 × 3 × 3 میلیمتر مکعب ، 36 برش محوری، 5 دقیقه) جمعآوری شدند. به شرکتکنندگان دستور داده شد که چشمان خود را ببندند و استراحت کنند. از همین توالی برای به دست آوردن تصاویر مربوط به کار استفاده شد.
پرسشنامه
ما سوالات زیر را برای ارزیابی میزان مصرف پورنوگرافی پرسیدیم: « به طور متوسط چند ساعت در طول یک روز هفته صرف تماشای محتوای پورنوگرافی میکنید؟» و «به طور متوسط چند ساعت در طول یک روز آخر هفته صرف تماشای محتوای پورنوگرافی میکنید؟» از این طریق، میانگین ساعات صرف شده با محتوای پورنوگرافی در طول هفته ( ساعات پورنوگرافی [PHs ]) را محاسبه کردیم. از آنجا که توزیع PHs گزارش شده دارای انحراف و توزیع نرمال نبود (Kolmogorov-Smirnov، Z = 1.54؛ P < .05)، متغیر را با استفاده از جذر تبدیل کردیم (Kolmogorov-Smirnov، Z = 0.77؛ P = .59). علاوه بر میزان مصرف فعلی آنها، از شرکتکنندگان پرسیدیم که چند سال است که پورنوگرافی مصرف میکنند.
علاوه بر این، ما از آزمون غربالگری جنسی اینترنتی t 24 (در ترجمه آلمانی آن)، یک ابزار خودارزیابی 25 سؤالی که برای ارزیابی استفاده جنسی فرد از اینترنت طراحی شده است، و یک نسخه کوتاه از آزمون غربالگری اعتیاد جنسی 25 (در ترجمه آلمانی آن) که برای ارزیابی علائم اعتیاد جنسی طراحی شده است، استفاده کردیم. برای کنترل اثرات اعتیاد به اینترنت، از آزمون اعتیاد به اینترنت 26 (در نسخه آلمانی آن؛ همچنین به مطالعه بارک و همکاران 27 مراجعه کنید ) که شامل 20 سؤال است، استفاده کردیم. علاوه بر این، برای ارزیابی نشانگرهای بیماری روانی، یعنی مصرف مواد و افسردگی، آزمون شناسایی اختلال مصرف الکل 28 و پرسشنامه افسردگی بک را اجرا کردیم . 29
وظیفه Cue-Reactivity
ما از ۶۰ تصویر جنسی صریح از وبسایتهای پورنوگرافی و ۶۰ تصویر غیرجنسی ، که با تعداد و جنسیت افراد در تصاویر جنسی مطابقت داشتند، در طول فعالیتهای غیرجنسی، یعنی ورزش بدنی، استفاده کردیم. تصاویر در ۶ بلوک با ۱۰ تصویر برای هر شرایط جنسی و غیرجنسی ارائه شدند. هر تصویر به مدت ۵۳۰ میلیثانیه نمایش داده شد تا از بررسی دقیق محتوای تصویر جلوگیری شود. فواصل بین آزمایشها با گامهای ۵۰۰ میلیثانیهای بین ۵ تا ۶.۵ ثانیه متغیر بود. بلوکها با هشت دوره تثبیت ۶۰ ثانیهای در هم آمیخته شدند.
تحلیل دادهها
مورفومتری مبتنی بر وکسل
دادههای ساختاری با مورفومتری مبتنی بر وکسل (VBM8، http://dbm.neuro.uni-jena.de.sci-hub.org/vbm.html ) و نقشهبرداری پارامتری آماری (SPM8، با استفاده از پارامترهای پیشفرض) پردازش شدند. تصحیح بایاس، طبقهبندی بافت و ثبت آفین در VBM8 دخیل هستند. تقسیمبندیهای ماده خاکستری (GM) و ماده سفید (WM) ثبتشده با آفین برای ساخت یک ثبت آناتومیکی دیفئومورفیک سفارشی از طریق یک الگوی جبر دروغ نمایی استفاده شدند. بخشهای GM و WM تابدار ایجاد شدند. مدولاسیون با دترمینانهای ژاکوبین برای حفظ حجم یک بافت خاص در یک وکسل اعمال شد که منجر به اندازهگیری حجم GM شد. تصاویر با عرض کامل در نصف حداکثر هسته ۸ میلیمتر هموار شدند. همبستگی کل مغز از حجم GM و WM و PHهای گزارششده محاسبه شد. سن و حجم کل مغز به عنوان متغیرهای کمکی بدون علاقه وارد شدند. نقشههای حاصل با P < .001 و آستانه وسعت آماری آستانهگذاری شدند. برای تصحیح مقایسههای چندگانه همراه با تصحیح هموارسازی غیرایستا بر اساس جایگشت استفاده شد. 30
تجزیه و تحلیل MRI عملکردی واکنش پذیر Cue
پیشپردازش دادههای MRI عملکردی با استفاده از SPM8 انجام شد و شامل تصحیح زمانبندی برش، تنظیم مجدد فضایی با حجم اول و تابخوردگی غیرخطی با فضای موسسه مغز و اعصاب مونترال بود. سپس تصاویر با هسته گاوسی با عرض کامل ۸ میلیمتر در نصف حداکثر هموار شدند. هر بلوک (جنسی، غیرجنسی و تثبیت) مدلسازی و با یک تابع پاسخ همودینامیک کانولوشن شد. پارامترهای حرکتی در ماتریس طراحی گنجانده شدند. ما به مقایسه کنتراست نشانههای جنسی در برابر تثبیت و شرایط کنترل غیرجنسی علاقهمند بودیم. ما یک تحلیل سطح دوم انجام دادیم که PHها را با کنتراست نشانه جنسی در مقابل تثبیت مرتبط میکرد. از آستانه ارتفاع P < .001 و تصحیح اندازه خوشه توسط شبیهسازی مونت کارلو استفاده شد. نقشههای حاصل همانطور که توضیح داده شد آستانهگذاری شدند (آستانه گسترش خوشه = ۲۴).
تجزیه و تحلیل میانجی
برای بررسی رابطه بین یافتههای ساختاری و عملکردی مرتبط با وظیفه، سیگنالهای خوشههای معنادار در تحلیل اصلی در یک تحلیل میانجیگری تأییدی گنجانده شدند و بررسی شد که آیا کوواریانس بین دو متغیر ( X و Y ) میتواند توسط یک متغیر میانجیگر سوم ( M ) توضیح داده شود . یک میانجی معنادار، میانجیای است که گنجاندن آن به طور قابل توجهی بر ارتباط بین X و Y تأثیر میگذارد . ما آزمایش کردیم که آیا تأثیر متغیر منبع حجم GM در جسم مخطط راست بر مصرف پورنوگرافی، متغیر پیامد، توسط فعالسازی عملکردی جسم مخطط چپ در طول ارائه نشانههای جنسی میانجیگری میشود یا خیر. این تحلیل با استفاده از یک کد MATLAB https://web.archive.org/web/20150702042221/http://wagerlab.colorado.edu.sci-hub.org/ بر اساس یک مدل مسیر 3 متغیره با یک آزمون بوتاسترپ اصلاحشده با سوگیری شتابیافته از اهمیت آماری انجام شد. مسیرهای زیر آزمایش شدند: مسیر مستقیم a (میانجی منبع)؛ مسیر غیرمستقیم b (نتیجه میانجی)؛ و اثر میانجیگری ab ، حاصلضرب a و b ، که به صورت کاهش رابطه بین منبع و نتیجه (رابطه کل، c ) با گنجاندن میانجی در مدل (مسیر مستقیم، c′ ) تعریف میشود.
تجزیه و تحلیل عملکرد کاربردی
5 جلد اول کنار گذاشته شدند. پیشپردازش دادهها، شامل زمانبندی برش، تصحیح حرکت سر و نرمالسازی مکانی با الگوی موسسه مغز و اعصاب مونترال با استفاده از SPM8 و دستیار پردازش داده برای MRI عملکردی حالت استراحت انجام شد.31 از یک فیلتر مکانی با عرض کامل 4 میلیمتر در حداکثر نصف استفاده شد. روندهای خطی پس از پیشپردازش حذف شدند و از یک فیلتر باندگذر زمانی (0.01-0.08 هرتز) استفاده شد .32 علاوه بر این، ما اثرات متغیرهای کمکی مزاحم شامل سیگنال میانگین جهانی، 6 پارامتر حرکتی، سیگنال از مایع مغزی نخاعی و WM را حذف کردیم .33 ما یک تحلیل اکتشافی با محاسبه نقشههای اتصال عملکردی با یک ناحیه بذر متشکل از خوشه در هسته دمی انجام دادیم. نقشههای اتصال عملکردی حاصل با PHها همبستگی داشتند تا نواحی مغزی که به طور مشترک با هسته دمی راست فعال شده بودند، بر اساس مصرف پورنوگرافی وزندهی شدند، شناسایی شوند. نقشهها همانطور که قبلاً توضیح داده شد، آستانهگذاری شدند (آستانه گسترش خوشه = 39).
نتایج
به طور متوسط، شرکتکنندگان ۴.۰۹ مورد اعتیاد جنسی اینترنتی ( انحراف معیار، ۳.۹؛ محدوده، ۰-۱۹.۵ ؛ جذر نشده) گزارش کردند. طبق معیارهای آزمون غربالگری جنسی اینترنتی، ۲۱ شرکتکننده در معرض خطر اعتیاد جنسی اینترنتی طبقهبندی شدند اما معتاد نبودند. نمره کلی آزمون غربالگری جنسی اینترنتی با موارد اعتیاد جنسی گزارششده همبستگی مثبت داشت ( r 64 = 0.389، P < .01). در آزمون غربالگری اعتیاد جنسی، شرکتکنندگان به طور متوسط ۱.۳۵ امتیاز کسب کردند (SD، ۲.۰۳). همبستگی مثبتی بین موارد اعتیاد جنسی و نمره آزمون شناسایی اختلال مصرف الکل ( r 64 = 0.250، P < .05) و نمره پرسشنامه افسردگی بک ( r 64 = 0.295، P < .05) مشاهده شد.
هنگام همبستگی PHها (ریشه دوم) با تقسیمبندیهای GM، ارتباط منفی معنیداری در جسم مخطط راست، یعنی هسته دمدار (بر اساس اطلس برچسبگذاری آناتومیک خودکار 34 ؛ وکسل اوج: x = 11، y = 5، z = 3؛ P < .001؛ اصلاحشده برای مقایسههای چندگانه) یافتیم (شکل 1A). هنگامی که از آستانه پایینتر P < .005 استفاده کردیم ، یک خوشه اضافی در هسته دمدار چپ به اهمیت رسید ( x = -6، y = 0، z = 6)، که نشان میدهد این اثر به وضوح جانبی نیست. ما به این خوشه به عنوان جسم مخطط اشاره میکنیم. با این حال، برای بحث بعدی، قابل توجه است که این خوشه با یک منطقه احتمالی مورد علاقه مبتنی بر پردازش پاداش از جسم مخطط شکمی، که توسط نرمافزار داخلی 35 ایجاد شده است (عمدتاً وظیفه تأخیر پولی-انگیزشی، برای جزئیات به پیوست الکترونیکی در ضمیمه مراجعه کنید )، همپوشانی دارد.
مناطق مغز و مصرف پورنوگرافی
الف) ناحیه مغز که همبستگی منفی معناداری ( r 64 = -0.432، P < .001) بین ساعات مصرف پورنوگرافی در هفته (ریشه دوم) و حجم ماده خاکستری (مختصات موسسه مغز و اعصاب مونترال: x = 11، y = 5، z = 3) و نمودار پراکندگی که همبستگی را نشان میدهد، نشان میدهد. ب) همبستگی منفی بین ساعات مصرف پورنوگرافی در هفته و سیگنال وابسته به سطح اکسیژن خون در طول الگوی واکنشپذیری-نشانه جنسی (نشانه جنسی > تثبیت) (مختصات موسسه مغز و اعصاب مونترال: x = -24، y = 2، z = 4). ج) همبستگی منفی بین ساعات مصرف پورنوگرافی در هفته و نقشه اتصال عملکردی جسم مخطط راست در قشر جلوی مغز خلفی-جانبی چپ.
مقادیر GM استخراج شده از خوشه در هسته دمی سمت راست با مصرف تجمعی پورنوگرافی، که بر اساس PH های گزارش شده فعلی و تخمین سال هایی که استفاده از پورنوگرافی به همان میزان بوده است ( r 64 = -0.329، P < .01) محاسبه شده است، ارتباط منفی داشتند. این یافته تأیید کرد که مصرف حاد و مقدار انباشته شده در طول عمر با مقادیر کمتر GM در جسم مخطط مرتبط است . هیچ ناحیه ای همبستگی مثبت معنی داری بین حجم GM و PH ها نشان نداد و هیچ همبستگی معنی داری در WM یافت نشد.
از آنجا که PHها با نمرات اعتیاد به اینترنت و اعتیاد جنسی همبستگی مثبت داشتند (آزمون اعتیاد به اینترنت، r 64 = 0.489، P < .001؛ آزمون غربالگری اعتیاد جنسی، r 64 = 0.352، P < .01)، ما همبستگی بین PHها (ریشه دوم) و GM را در هسته دمی راست محاسبه کردیم و در عین حال نمرات آزمون اعتیاد به اینترنت و نمرات آزمون اعتیاد جنسی را کنترل کردیم تا تأثیر عوامل مخدوشکننده استفاده مکرر از اینترنت و اعتیاد جنسی را حذف کنیم . حتی هنگام کنترل اعتیاد به اینترنت، ارتباط منفی بین PHها و حجم GM هسته دمی راست یافتیم ( r 61 = -0.336، P < .01)؛ به طور مشابه، این ارتباط هنگام کنترل اعتیاد جنسی نیز همچنان معنیدار بود ( r 61 = -0.364، P < .01).
در یک الگوی واکنشپذیری نشانه که در آن تصاویر جنسی صریح جمعآوریشده در وبسایتهای پورنوگرافی را ارائه دادیم، ارتباط منفی بین سیگنال وابسته به سطح اکسیژن خون پوتامن چپ (BOLD) (اوج وکسل: x = -24، y = 2، z = 4؛ پوتامن) ( شکل 1 B) در مقایسه نشانه جنسی در مقابل تثبیت و PH های خودگزارششده مشاهده کردیم. هنگام استفاده از آستانه پایینتر P < .005، یک خوشه اضافی در پوتامن راست به اهمیت رسید ( x = 25، y = -2، z = 10).
هیچ خوشه معناداری هنگام همبستگی PHها با سیگنال نشانه غیرجنسی متضاد در مقابل تثبیت با استفاده از آستانه یکسان مشاهده نشد. هنگام استخراج درصد تغییرات سیگنال در خوشه پوتامن چپ در طول بلوکهای نشانه جنسی و نشانه غیرجنسی، فعالیت قابل توجهی بالاتر در طول نشانههای جنسی در مقایسه با نشانههای غیرجنسی مشاهده کردیم ( t 63 = 2.82، P < .01)، که نشان میدهد پوتامن چپ به طور خاص توسط محتوای تصویر جنسی فعال میشود. علاوه بر این، ما تفاوت معناداری بین نشانههای جنسی و تثبیت ( t 63 = 4.07، P < .001) و هیچ تفاوتی بین نشانههای غیرجنسی و تثبیت ( t 63 = 1.30، P = .20) پیدا نکردیم.
برای جدا کردن رابطه بین یافته BOLD مرتبط با وظیفه و یافته ساختاری در جسم مخطط، ما یک تحلیل میانجیگری انجام دادیم تا بررسی کنیم که آیا یافته عملکردی واسطه ارتباط علی فرضی بین یافته ساختاری و مصرف پورنوگرافی است یا خیر. ارتباط بین GM در هسته دمی راست ( X ) و PHs ( Y ) قابل توجه است، چه میانجی متشکل از فعالسازی BOLD مرتبط با وظیفه در پوتامن چپ ( M ) در تحلیل گنجانده شود ( c′ = -11.97، P < .001) یا نه ( c = -14.40، P < .001). ضریب مسیر بین X و M ( a = 4.78، P < .05) و همچنین بین M و Y ( b = -0.50، P < .05) قابل توجه است ( شکل 2 ).
تجزیه و تحلیل میانجی
ارتباط منفی بین ماده خاکستری ( X ) در جسم مخطط راست که در تجزیه و تحلیل مورفومتری مبتنی بر وکسل و مصرف پورنوگرافی ( Y ) شناسایی شده است، به شدت توسط فعالیت عملکردی مرتبط با کار در جسم مخطط چپ ( M ) واسطهگری نمیشود، که نشان میدهد اثرات ساختاری و همچنین عملکردی به طور مستقل در پیشبینی مصرف پورنوگرافی نقش دارند. a ، b ، ab و c/c' ضرایب مسیر را نشان میدهند. a P < .05. b P < .001.
برای بررسی نواحی مغزی که از نظر عملکردی با ناحیه دمی سمت راست جسم مخطط مرتبط با PHها مرتبط هستند، اتصال عملکردی این خوشه را محاسبه کردیم. نقشههای اتصال حاصل با PHها (ریشه دوم) همبستگی داشتند. ما دریافتیم که ناحیهای در قشر پیشپیشانی خلفی-جانبی چپ (DLPFC) ( x = -36، y = 33، z = 48) (شکل 1C) با PHها ارتباط منفی دارد، که نشان میدهد شرکتکنندگانی که محتوای پورنوگرافی بیشتری مصرف میکردند، اتصال کمتری بین دمی سمت راست و DLPFC چپ داشتند . نتایج زمانی که میانگین سیگنال جهانی رگرسیون نشد، تغییر نکرد. 36
بحث
در محدوده مطالعه حاضر، ما همبستگیهای عصبی ساختاری و عملکردی مرتبط با PHهای گزارششده توسط خود مردان را بررسی کردیم. یافتههای ما نشان داد که حجم GM هسته دمی سمت راست جسم مخطط با استفاده بیشتر از پورنوگرافی کوچکتر است. علاوه بر این، فعالسازی عملکردی مرتبط با وظیفه پوتامن چپ جسم مخطط با PHهای بالاتر هنگام ارائه مطالب صریح جنسی کمتر بود. تغییر سیگنال در طول نشانههای پورنوگرافی بیشتر از نشانههای غیرجنسی همسان بود، که نشان میدهد پوتامن چپ در پردازش محتوای جنسی نقش دارد.
ما یک تحلیل میانجیگری انجام دادیم تا رابطه بین PHها و یافته ساختاری کاهش حجم GM در جسم مخطط راست (caudate) و همچنین کاهش BOLD در جسم مخطط چپ (putamen) با PHهای بالاتر هنگام مشاهده محتوای صریح جنسی را مشخص کنیم. با توجه به اثر میانجیگری بسیار محدود، اثرات عملکردی و ساختاری را به عنوان عوامل توضیحی قابل تفکیک مصرف پورنوگرافی در نظر میگیریم . در نهایت، ما اتصال عملکردی را از خوشه ساختاری در قشر دمی راست بررسی کردیم و دریافتیم که اتصال به DLPFC چپ با PHهای بیشتر کمتر است.
طیف گستردهای از تحقیقات ، اهمیت جسم مخطط را در پردازش پاداش نشان میدهد. 37،38 نشان داده شده است که نورونهای جسم مخطط نخستیسانان غیرانسانی به دریافت 39 و پیشبینی 40 پاداش پاسخ میدهند. نورونهای جسم مخطط، بزرگی پاداش و برجستگی انگیزه را کدگذاری میکنند، و همچنین برای پاداشهای ترجیحی با شدت بیشتری شلیک میکنند. 41 خوشه GM مشاهده شده در جسم مخطط که ما یافتیم، در محدوده مکانهایی است که در پردازش پاداش نشان داده شدهاند.
نتایج ما از الگوی واکنشپذیری-نشانه جنسی، همبستگی منفی بین PHها و فعال شدن پوتامن چپ در طول نشانههای جنسی در مقایسه با تثبیت را نشان میدهد. این با این فرضیه مطابقت دارد که قرار گرفتن شدید در معرض محرکهای پورنوگرافی منجر به کاهش تنظیم پاسخ عصبی طبیعی به محرکهای جنسی میشود.11 قبلاً در مقالات، دخالت جسم مخطط در برانگیختگی جنسی نشان داده شده است. چندین مطالعه که واکنشپذیری نشانه را در پاسخ به محرکهای جنسی و برانگیختگی جنسی بررسی کردهاند، فعالیت افزایش یافته در جسم مخطط را در مقایسه با محرکهای کنترل گزارش کردهاند.42-46 دو متاآنالیز اخیر که شامل مطالعاتی بودند که محرکهای جنسی را ارائه میدادند، دخالت مداوم جسم مخطط را نشان دادند .47،48
نتایج مشاهدهشده از تحلیل اتصال عملکردی با سازمان آناتومیکی مغز همسو است. هسته دمی، بهویژه جنبه جانبی آن، ارتباطاتی را از قشر پیشپیشانی قدامی (DLPFC) دریافت میکند. 49،50 قشر پیشپیشانی عمدتاً در کنترل شناختی (51) و همچنین در مهار پاسخ، انعطافپذیری رفتاری، توجه و برنامهریزی آینده نقش داشته است . DLPFC، بهویژه، به خوبی با سایر بخشهای قشر پیشپیشانی مرتبط است و انواع مختلفی از اطلاعات را نشان میدهد که از اطلاعات شیء به نتایج پاسخ و پاداش و همچنین استراتژیهای عمل میرسد. 51 بنابراین، DLPFC یک ناحیه کلیدی برای ادغام اطلاعات حسی با نیات، قوانین و پاداشهای رفتاری در نظر گرفته میشود . تصور میشود که این ادغام اطلاعات با اعمال کنترل شناختی بر رفتار حرکتی، منجر به تسهیل مرتبطترین عمل میشود . 52 پیشنهاد شده است که شبکه پیشانی-استریاتال در این رفتار دخیل است. اتصالات آوران از گانگلیونهای پایه، اطلاعات مربوط به ظرفیت و برجستگی را به قشر پیشپیشانی منتقل میکنند که محل نمایش داخلی اهداف و ابزارهای دستیابی به آنهاست . 51،53 اختلال در عملکرد این مدار با انتخابهای رفتاری نامناسب، مانند جستجوی مواد مخدر، صرف نظر از پیامد منفی بالقوه، مرتبط بوده است . 54
نواحی مغزی یافتشده در تحقیق حاضر با مصرف نسبتاً مکرر، اما نه طبق تعریف، اعتیادآور پورنوگرافی مرتبط هستند. جسم مخطط و قشر پیشپیشانی-جانبی (DLPFC) با نواحی مغزی مرتبط با اعتیاد به اینترنت که در تحقیقات گذشته به آنها اشاره شده است، مطابقت دارند. مطالعات قبلی در مورد اعتیاد به اینترنت، کاهش ضخامت قشر پیشپیشانی ؛ 55 کاهش در اتصال عملکردی، 56 و همچنین ساختاری، 57 شبکه فرونتواستریاتال؛ و کاهش سطح ناقل دوپامین جسم مخطط در جسم مخطط اندازهگیری شده با توموگرافی کامپیوتری انتشار تک فوتون را گزارش کردهاند. این امر به خوبی با یافتههای فعلی همبستگی منفی GM در هسته دمی راست، به ویژه با اتصال عملکردی پایینتر بین هسته دمی راست و قشر پیشپیشانی جانبی، و کاهش فعالیت BOLD مرتبط با کار در پوتامن چپ مطابقت دارد. نتایج حاضر به وضوح نشان داد که همبستگیهای ساختاری مشاهدهشده مرتبط با مصرف متوسط پورنوگرافی صرفاً محصول جانبی اعتیاد به اینترنت نیستند، زیرا همبستگی جزئی حجم GM در هسته دمی راست و PHها، در حالی که تأثیر اعتیاد به اینترنت را کنترل میکنند، قابل توجه است.
از سوی دیگر، تفاوتهای حجمی در جسم مخطط قبلاً با اعتیاد به انواع داروهای دارویی مانند کوکائین، 58 متآمفتامین و الکل مرتبط دانسته شده است . 59 با این حال، جهت اثرات گزارش شده در داروهای دارویی کمتر واضح است؛ برخی مطالعات افزایشهای مرتبط با اعتیاد را گزارش کردهاند در حالی که برخی دیگر کاهش حجم جسم مخطط را گزارش کردهاند که میتواند به دلیل اثرات نوروتوکسیک داروهای مورد سوءمصرف باشد. 59 اگر اثرات جسم مخطط مشاهده شده در مطالعه حاضر در واقع نتیجه مصرف پورنوگرافی باشد، مطالعه آن ممکن است فرصت جالبی برای بررسی تغییرات ساختاری در اعتیاد در غیاب مواد نوروتوکسیک برای مطالعات آینده، مشابه رفتار قمار 60 یا بازیهای ویدیویی، ارائه دهد . 61،62 تحقیقات آینده برای جدا کردن رابطه علی بین اثرات عملکردی و ساختاری مشاهده شده و مصرف پورنوگرافی مورد نیاز است.
ما تصمیم گرفتیم از دستهبندیهای تشخیصی یا فرضیات هنجاری خودداری کنیم و در عوض اثرات دوز خالص PHها را در یک نمونه سالم بررسی کنیم. در وضعیت فعلی تحقیقات، اظهارات هنجاری ضروری نیستند زیرا تاکنون تعریف بالینی از اعتیاد به پورنوگرافی به طور واضح مورد توافق قرار نگرفته است. ارتباط مثبت بین PHها و افسردگی و همچنین مصرف الکل نشان میدهد که مصرف پورنوگرافی باید در زمینه تحقیقات روانپزشکی بیشتر بررسی شود. تحقیقات آینده باید گروههایی از افراد مبتلا به اعتیاد به پورنوگرافی را با افرادی که معتاد نیستند مقایسه کنند تا مشخص شود که آیا مناطق مغزی یکسانی درگیر هستند یا خیر. ما پیشبینی میکنیم که این خط تحقیقاتی بینشهای ارزشمندی در مورد این سوال که آیا اعتیاد به پورنوگرافی در یک پیوستار با استفاده عادی از پورنوگرافی قرار دارد یا باید به عنوان یک دسته مجزا در نظر گرفته شود، ارائه دهد.
محدودیت بالقوه مطالعه این بود که ما مجبور بودیم به PH های خود گزارش داده شود و این موضوع ممکن است برای برخی از شرکت کنندگان حساس باشد. با این حال، در طی یک مصاحبه تلفنی قبل از مشارکت، افراد گفتند که مشارکت شامل تکمیل پرسشنامه های مربوط به رفتار جنسی و استفاده از پورنوگرافی می شود و ما در این مرحله هیچگونه رد صلاحیتی نداشتیم. به عنوان یک اقدام احتیاطی در برابر گزارش های کم گزارش، شرکت کنندگان شرکت کنندگان پرسشنامه را در یک رایانه پر کرده بودند تا مانع بالقوه نگرانی شود که ممکن است آزمایش کننده پاسخ های مربوط به فرد را پیوند دهد. علاوه بر این، آزمایشکنندگان بارها و بارها بر رویه های محرمانه بودن و ناشناس بودن تأکید کردند. مطالعات آینده ممکن است از داده های عینی از سابقه جستجو افراد در اینترنت استفاده کنند.
خوشه جسم مخطط گزارش شده نه تنها حاوی GM است، بلکه به WM مجاور بین هسته دمی و پوتامن نیز گسترش مییابد . اینکه آیا این موضوع معنادار است یا مشکل نرمالسازی در مرحله فعلی قابل حل نیست، ممکن است جالب باشد که ارتباط بین تصویربرداری تانسور انتشار و استفاده از پورنوگرافی را بررسی کنیم.
نتیجه گیری
روی هم رفته، ممکن است وسوسه شویم که فرض کنیم فعال شدن مکرر مغز ناشی از قرار گرفتن در معرض پورنوگرافی ممکن است منجر به فرسودگی و کاهش تنظیم ساختار و همچنین عملکرد زیرین مغز و نیاز بیشتر به تحریک خارجی سیستم پاداش و تمایل به جستجوی مطالب جنسی جدید و شدیدتر شود. این فرآیند خود-تداومبخش فرضی را میتوان با توجه به مکانیسمهای پیشنهادی در اعتیاد به مواد مخدر تفسیر کرد که در آن فرض میشود افرادی که گیرنده دوپامین جسم مخطط کمتری دارند، خود را با مواد مخدر درمان میکنند .63 با این حال، ارتباط حجمی مشاهده شده با PHها در جسم مخطط نیز میتواند یک پیششرط باشد تا نتیجه مصرف مکرر پورنوگرافی. افرادی که حجم جسم مخطط کمتری دارند، ممکن است برای تجربه لذت به تحریک خارجی بیشتری نیاز داشته باشند و بنابراین ممکن است مصرف پورنوگرافی را به عنوان پاداش بیشتری تجربه کنند، که به نوبه خود ممکن است منجر به PHهای بالاتر شود. مطالعات آینده باید اثرات پورنوگرافی را به صورت طولی بررسی کنند یا شرکتکنندگان سادهلوح را در معرض پورنوگرافی قرار دهند و اثرات علی را در طول زمان بررسی کنند تا شواهد بیشتری برای مکانیسم پیشنهادی قرار گرفتن شدید در معرض محرکهای پورنوگرافی ارائه دهند که منجر به کاهش تنظیم سیستم پاداش میشود.
اطلاعات مقاله
ارسال برای انتشار: ۲۷ نوامبر ۲۰۱۳؛ دریافت ویرایش نهایی در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۴؛ پذیرش در ۲۹ ژانویه ۲۰۱۴.
منتشر شده آنلاین: ۲۸ مه ۲۰۱۴. doi:10.1001/jamapsychiatry.2014.93.
مفهوم و طراحی مطالعه: هر دو نویسنده.
جمعآوری، تحلیل یا تفسیر دادهها: هر دو نویسنده.
پیشنویس نسخه خطی: هر دو نویسنده.
بازنگری انتقادی نسخه خطی برای محتوای فکری مهم: هر دو نویسنده.
تحلیل آماری: کوهن.
پشتیبانی اداری، فنی یا مادی: هر دو نویسنده.
نظارت بر مطالعه: گالینات.
افشای تضاد منافع: موردی گزارش نشده است.
بودجه/پشتیبانی: این کار تا حدی توسط کمکهای مالی BMBF 01GS08159، DFG GA707/6-1 و BMBF 01 GQ 0914 پشتیبانی میشود.
اصلاحیه: این مقاله به دلیل خطای تایپی در چکیده در تاریخ ۶ ژوئن ۲۰۱۴ به صورت آنلاین اصلاح شد.